أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

284

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

صالح بود . و گفته‌اند كه : مراد آنست كه فرزندى كه نمىماند از بهر خويش مقدّم داريد تا شما را شفيعى بود پس برين قول مراد امر بود بصبر كردن بر مرگ فرزندان ، پيغمبر صلى اللّه عليه و آله گفت : من قدّم ثلاثة من الولد لم تمسّه النّار الّا تحلّة القسم ، گفت : هر كه سه فرزند را در پيش افكند در دوزخ بنماند الّا به مقدار تحليل قسم ، لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ * . و گفته‌اند كه : كنايت است از قلّت مكث او در آتش ، مجاهد گفت : عند خلوت خداى را ياد كنيد ؛ رسول گفت : هر كه او عند خلوت با حلال خويش بگويد : بسم اللّه اللّهمّ جنّبنى الشيطان و جنّب الشيطان ما رزقتنا ، اگر فرزندى باشد شيطان او را مضرّت نكند و از خداى بترسيد و گرد معاصى او مگرديد و بدانيد كه شما به او يعنى به ثواب و عقاب او رسنده‌ايد بر حسب آنچه مستحقّ باشيد از ثواب و عقاب بدان رسيد و بشارت ده اى محمّد مؤمنان را كه از معاصى اجتناب كنند ببهشت دائم . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 224 ] وَ لا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَةً لِأَيْمانِكُمْ أَنْ تَبَرُّوا وَ تَتَّقُوا وَ تُصْلِحُوا بَيْنَ النَّاسِ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ( 224 ) كلبى گفت : آيت در عبد الله رواحه آمد كه او سوگند خورده بود كه با دامادش بشير بن نعمان هيچ خير و مبرّت و احسان نكند براى وحشتى كه در ميان ايشان افتاده بود هرگه او را گفتندى : در حقّ او خيرى كن و ميان او و خصوم او اصلاحى پديدآر ، گفتى كه : من سوگند خورده‌ام كه اين نكنم و مرا روا نباشد خلاف سوگند كردن خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت : خداى را در معرض سوگندهاى خويش مياريد يعنى سوگند را بخداى علّتى و بهانه‌اى و مانعى مگردانيد بدين بهانه كه گوئيد كه : ما سوگند خورده‌ايم كه نيكوئى نكنيم و تقوى و اصلاح مردمان نگاه نداريم و گفته‌اند كه : عرضه حجّت است يعنى خداى را حجّتى مكنيد از بهر سوگندهاى خويش تا بدان از خير و صلاح امتناع كنيد و گوئيد كه : ما سوگند خورده‌ايم بلكه اگر سوگند خورده باشيد و خلاف سوگند صلاح بود متابعت صلاح كنيد و خلاف سوگند را آنجا حنثى نبود . انس مالك گفت كه : در بعضى غزوات ابو موسى اشعرى بيامد و رسول را صلى اللّه عليه و آله